...
نه!
هیچ کدام اندازه ی من نیست
برای مذهب
بیش از حد فربه شده ام
یقه ی سیاست
راه نفسم را می بندد
و ادبیات
به تنم زار می زند
نه!
از تمام دنیا
یک صبح سرد
یک چای داغ
و یک صبح به خیر تو
برایم کافی ست.
من بید گمنامی بودم
نوازش گیسوی تو بود
بر دست های آویخته ی من
که به مجنونی ام شهره کرد...