چرا اینگونه بود پایان ما؟
آنروز خاکستری را میگویم
باد میآمد
و تو میخندیدی
خندهات مرا میترساند،
لختی گامهایت،
و نالهی کهربایی آن برگ
و باد...
باد ولگرد
که نگاه گریزان آخرت را
با خود میبرد
چرا اینگونه بود پایان ما؟
همه چیز گویی
خبر از فاجعه میداد
و تو میخندیدی
و میرفتی
و من باور نمیکردم لحن تلخ خندهات را
و باد میآمد
باد...