شکفته بر کرتهای تشنهام
ارغوان لبت ای خنداندهان
این نمک بر حال زارم
چند میزنی ای پستهزار...
استاد «امیر فرهنگ زوالهای» متخلص به «ناکام» شاعر، منتقد، نویسنده، محقق، مؤلف، مترجم، صاحبنظر و حافظشناس برجسته دیشب در سن 88 سالگی درگذشت. وی علاوه بر آنکه در زمان حیات صدها کتاب در باب شرح و تفسیر و تصحیح آثار گرانقدر ادبی و سیر و سلوک در ادبیات فارسی به رشتهی تحریر درآورد، در بیست و چند سال آخر عمر پربار خویش سرگرم تکمیل رسالهای دهجلدی با عنوان «چرا به این روز افتادیم؟» بود که دست اجل مهلتش نداد و مرغ جانش به باغ ملکوت طیران نمود. از دوستداران و علاقمندان و سینهسوختگان ادبیات این مرز و بوم دعوت میشود در مراسم یادبودی که بههمین منظور بر سر مزار آن حضرت برپا میشود حضور بههم رسانند و با اهداء شاخهگلی و نثار فاتحهای به راه خود بروند...
اتحاد ملی یعنی اینکه برای نیروگاهی که دیگر یک اثر تاریخی محسوب میشود و کیک زرد و آب سنگین صف انسانی ببندند و با هیاهو و جنجال و ایمیل و طومار، آمار گوگل و فروش فیلم قزمیت سیصد را بالا ببرند.
اینها البته همه پشتوانهایست برای انسجام اسلامی؛ برای آنکه رئیسالایرانی با تحمیل کردن خود بهعنوان میهمان به «القمة الخلیج العربیه» رسمیت ببخشد و دست دوستی بهسوی شیخنشینهایی دراز کند که هر سال در همین اجلاس بیانیه علیه ایران صادر میکنند و خواستار بازپسدادن جزایر «اشغالی» سهگانه به امارات میشوند.
معنی اقتدار ملی را هم فهمیدیم. آنها که گلوشان را برای حق مسلم پاره میکنند کلاهشان را کمی بالاتر بگذارند...