January 7, 2008

گفتمان بزاز و بایع


 

ببخشید، شما اون پایین دنبال چیزی می‌گردید؟
- بله، چطور مگه؟

کمکی از دست من برمی‌آد؟
- والله چی بگم. شما جنساتون همیناس؟
شما چی می‌خواستید؟
- فارسی.

خب، این‌ها همه‌ش فارسیه. بیارم ببینید؟
- نه، اون بالایی‌ها که خیلی قدیمی شده، فارسی مرده‌س...
این چی؟
- اینم خیلی فاخره، از مد افتاده. جدیدتر چی دارید؟
عرض کنم که... این تازه آمده. از این یکی هم خیلی می‌برند.
- وای، نه. این که ترجمانی و کلاسیکه. نچ، نچ... اینم پیچیدگی نداره. عامه‌پسنده.
نقش و نگار این نمونه‌رو ملاحظه بفرمایید...
- نه، اینم خیلی شاعرانه‌س. یک کار مدرن‌تر می‌خوام.
پس فکر کنم از این مدل کارها خوشتون بیاد...
- یک کم تصنعی‌یه، توی ذوق می‌زنه. از این کارهای چند لایه ندارید؟
چرا، اجازه بدید...
- منظورم اونا نیس...
شما که هنوز ندیدی. چهارپایه بیارم؟
- نه، معلومه... زمخته. حس نداره.
این هم هست.
- خشک و کلیشه‌ای‌یه.
این چطوره؟
- خام و شلخته‌س.
این...

- تکراریه.
شما اگر بفرمایید دقیقا چی مد نظرتون هست من بهتر می‌‌تونم کمک‌تون کنم.
- من یک کار ساختارشکن و زبان‌پریش می‌خوام. باید هنجارهای موجود و بشکنه. مشکل بشه توضیح داد...
برای خودتون می‌خواستید؟
- چطور؟

خب یک همچین جنسی را باید سفارش بدیم. می‌خواستم ببینم اگر پیدا شد چقدر بگذارم کنار.
- قد یه قواره کافیه. باید ببینم به‌کارم می‌آد یا نه.

شما خیاط هستید؟
- نخیر. من خودم دکون دارم. تو کار دغدغه‌ی فرم و دل‌مشغولی زبان هستم.

یک قواره که گفتید، منظورتون به قواره‌ی خودتون بود؟
- بله.
پس بعیده پیدا بشه.
- چرا؟
چون اشکال اصلا از جنسش نیست. با قد و قواره‌ای که شما دارید، هر چی بپوشید به تن‌تون زار می‌زنه!

 

 

 

 

 

Posted by kia at 1:39 PM | Comments (9)