May 22, 2008

سفر



به کوپه‌ی تنهایی من بیا
دشت‌ها و رودهای نقره‌فام
چون اشباح گریزپا در گذرند
و تنها ماه
شاهد استوار این شبانه است
 

سکوت
اینجا در لرزش دو جام
و نفیر جهان شتابان تعریف می‌شود
و من هشیارترین مستانم
در این غوغای مستانه
نومیدانه بر جای
 

آه اگر این یکه میهمانی را
توان قسمت بود
پیش از آن‌که ریل‌ها در نقطه‌ی موعود تلاقی
تلوتلوخوران به هم برسند
و مجالی‌ برای نوش‌خواری نماند...

 

 

Posted by kia at 5:22 PM | Comments (12)